|
+
تاريخ هفدهم آذر 1390ساعت نويسنده
|
نوای ِ نی نوا...
+
تاريخ هفتم آذر 1390ساعت نويسنده
|
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی
+
تاريخ دوازدهم آبان 1390ساعت نويسنده
|
زلـف بر باد مده تا ندهی بر بادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر زلـف را حلقـه مکن تا نکنی دربـندم یار بیگانـه مـشو تا نبری از خویشـم رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گـلـم شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را شـهره شـهر مشو تا ننهم سر در کوه رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس حافـظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
+
تاريخ بیست و ششم مهر 1390ساعت نويسنده
|
حواسم به نبودن هایت هست !
+
تاريخ شانزدهم شهریور 1390ساعت نويسنده
|
چقدر اما و اگر و ایکاش؟!
+
تاريخ بیست و هشتم مرداد 1390ساعت نويسنده
|
+
تاريخ بیست و ششم مرداد 1390ساعت نويسنده
|
دستش را نکشیده بود, که از کشیدنش دست کشید
+
تاريخ بیست و دوم مرداد 1390ساعت نويسنده
|
تنهایی! وقتی عکس خودت را Desktop گوشی و کامپیوترت گذاشته باشی!
+
تاريخ بیست و یکم مرداد 1390ساعت نويسنده
|
کسی چه می داند، شاید آدم ها، خودشان اثبات قوانین ِ خود ساخته شان باشند!
+
تاريخ پانزدهم مرداد 1390ساعت نويسنده
|
|
|